غنچه خشکیده که چیدن نداشت...
رسيده دوباره فصل محتشم خانی.....
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد و بگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بیقرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
آن خیمهای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بیعماری محمل شتر سوار
با آن که سر زد آن عمل از امت نبی
روحالامین ز روح نبی گشت شرمسار
وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۹/۲۲ ساعت ۹:۲ ق.ظ توسط ياشين
|
سلام به گذرگاه موقت من خوش آمدید.اسم من یاشینه (یاشین یک نام ترکی قدیم از سمت کشور روسیه می باشد به معنای صاعقه رعد و برق و یا آذرخش). من وبلاگ نویسی رو دقیقا از تاریخ 18/08/1389 شروع کردم همیشه دوست داشتم حرفهام رو آدمها بخونند خیلی هاش مال خودم نیست اما علاقه دارم که مطالب جالب رو گرد آوری کنم وبلاگ من مثل یه مجله اس که همچی توش پیدا میشه !مي تونيد موضوعات دلخواهتون رو از آرشيو موضوعي انتخاب كنيد و مطالعه كنيد لطفا نظرات وپیشنهادات و انتقاداتتون رو بهم بگید قول میدم با دقت همه شون رو بررسی کنم.دوستای خوبم خواهش می کنم برام نظر خصوصی نذارید دلم میخواد نظراتتون پای مطالب خودش بمونه،در ضمن همینجا از همکارم قدیر تشکر میکنم که وبلاگ نویسی رو به من پیشنهاد کرد.